قصه سرا

 

ابلیس و ریسمان

7:46 AM - 5 November 2012

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.

دختر , زاهد , درویش

7:44 AM - 5 November 2012

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، 

ازدواج با دختر کشاورز

8:32 AM - 1 November 2012

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

انسان های بزرگ

7:52 AM - 30 October 2012

زی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.

 

تمنا

7:52 AM - 30 October 2012

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت،

 

پند لقمان

8:32 AM - 25 October 2012

روزی لقمان به پسرشگفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

ارزش کار

8:32 AM - 25 October 2012

جنگ جهانیاول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود.

قول پادشاه

8:32 AM - 25 October 2012

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.

بزرگترین حکمت

8:32 AM - 25 October 2012

روزی استادی در کنار دریا راه می رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت :

 

حکمت روزگار

4:28 AM - 17 October 2012

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود.